سریلانکا

بررسی اجمالی سریلانکا

سریلانکا، جزیره‌ای سرسبز و زیبا در جنوب آسیا و اقیانوس هند، با تاریخ و فرهنگی غنی، طبیعتی خیره‌کننده و مردمانی مهمان‌نواز، مقصدی جذاب برای گردشگران است.

تاریخ
تاریخ سریلانکا به بیش از ۲۶۰۰ سال پیش بازمی‌گردد. این کشور در طول تاریخ تحت تأثیر فرهنگ‌ها و حکومت‌های مختلفی بوده و در سال ۱۹۴۸ از استعمار بریتانیا استقلال یافت

فرهنگ
فرهنگ سریلانکا ترکیبی از آیین‌های بودایی، هندو، اسلام و مسیحیت است. این تنوع مذهبی در جشن‌ها، معماری و هنرهای سنتی کشور نمایان است.

غذا
آشپزی سریلانکا به خاطر استفاده از ادویه‌های متنوع و طعم‌های تند شهرت دارد. غذاهایی مانند “برنج و کاری” و “هاپرز” از محبوب‌ترین غذاهای محلی هستند.

طبیعت و جاذبه‌های گردشگری
سریلانکا با سواحل زیبا، جنگل‌های بارانی، مزارع چای و پارک‌های ملی متنوع، بهشتی برای دوستداران طبیعت است. شهرهای تاریخی مانند کلمبو و کندی نیز جاذبه‌های فرهنگی بسیاری دارند.

اقتصاد
اقتصاد سریلانکا بر پایه کشاورزی، به‌ویژه تولید چای، قهوه، لاستیک و ادویه‌جات است. گردشگری نیز نقش مهمی در اقتصاد این کشور دارد.

 

دیدنی ها

نقشه

اطلاعات

این جزیره ی کوچولو تو جنوب هند واقعه، یه جورایی مثل قطره اشک میمونه که از هند جدا شده و تو اقیانوس هند افتاده. قبلاً بهش سیلان میگفتن، احتمالاً اسم چای سیلان به گوشت خورده؟ همینجاست! حالا اسم رسمیش جمهوری دمکراتیک سوسیالیستی سریلانکاست، ولی مردم معمولی میگن سریلانکا یا همون سیلان قدیم.

قبلی مالدیو

جزئیات تور

  • پایتخت کلمبو
  • جمعیت حدود ۲۱ میلیون نفر​
  • زبان رسمی سینهالی و تامیل​
  • واحد پول روپیه سریلانکا​
  • مذهب ۷۰٪ بودایی، ۱۲٪ هندو، ۱۰٪ مسلمان، ۷٪ مسیحی​
  • منطقه زمانی UTC+5:30​
  • جهت رانندگی چپ​
  • کد تلفن +۹۴​

فصل اول: ورود به سریلانکا و اولین نگاه به کلمبو

همین که هواپیما آرام گرفت و از پنجره نگاهم، خطوط نوری بندر بزرگ کلمبو را دیدم، انگار صدای هیجان قلبم را شنیدم. کلمبو، بزرگ‌ترین شهر و مرکز اقتصادی سریلانکا، مثل دروازه‌ای است دروازه‌ای که تو را به قلب متنوع این جزیره دعوت می‌کند. بندر تجاری بزرگ این شهر، پر از کشتی‌های باری و خطوط شلوغ طبیعت شهری بود Wikipedia.

هر گوشه‌اش ترکیبی‌ بود از مدرنیته و تاریخ؛ برج‌های بلند، خیابان‌های پررفت‌وآمد، نور چراغ‌های خیابان و در کنار آن‌ها ساختمان‌هایی با سبک colonial که نشانی از استعمار پرتغالی‌ها، هلندی‌ها و بریتانیایی‌ها بود Kay’s KitchenWikipedia. اولین شانس کشف فرهنگ این جزیره، قدم زدن در بازارهای سنتی “پتّه” و لذت بردن از غذایی محلی با مزه‌هایی که هنوز مزه‌شان زیر زبانم است.

شاید دو روز برای دیدن این شهر کافی نبوده باشد، ولی همین مقدار کافی بود تا بفهمم سریلانکا به من با تمام خاطرات و داستان‌هایش خوش‌آمد گفته. جایی که کلیساها، مساجد و معابد در کنار هم به همان اندازه مهم هستند Kay’s Kitchen.


فصل دوم: قطار افسانه‌ای و سفر به سرزمین تپه‌ها – کندی و نورالیای کوچک انگلیسی

صبح زود، از کلمبو حرکت کردیم به‌طرف کندی. این شهر، دومین شهر بزرگ سریلانکا، معروف به معبد دندان بودا و زیبایی طبیعت اطرافش است Nomadic Matt’s Travel Site. آنجا حس کردم تاریخ نفس می‌کشد؛ معبد مقدسی که گفته می‌شود از دندان بودا نگهداری می‌کند، جایی پر از زائر و نور بخورهای معنوی.

بعد از کندی، مسیر یکی از مشهورترین و زیباترین مسیرهای قطاری جهان را امتداد دادم: خط آهن از کلمبو تا الا، معروف‌ترین قسمت آن بین نانو اویا تا الا. چشم‌اندازهایی که نمی‌شود فراموششان کرد: چای‌زارهای سبز فراگیر، تپه‌های مه‌گرفته و مناظری که فقط باید در فیلم دیدنی بود Adelaide NowWikivoyageWikipedia.

بالاخره رسیدیم به نورالیا – “Little England” – به‌دلیل آب‌وهوای خنک و ساختمان‌هایی که انگار از دوران استعمار به ارث مانده‌اند Wikipedia. هوای خنک، چمن‌زارهای مرتب، باغ‌های انگلیسی و پارک ویکتوریا با درختان قدیمی‌اش حال عجیبی داشت Wikipedia. انگار در داستانی قدیمی زندگی می‌کردم.


فصل سوم: بالا رفتن از پیک یا پی‌دورانگالا و رسیدن به الا

با انرژی، صبح بعد راهی کوه پیدورانگالا شدم – نمایی که از بالا دیده می‌شود، طبیعت اطراف را طوری نشان می‌دهد که انگار نقاشی شده است. بعد به الا رسیدیم. الا شهری کوچک در منطقه تپه‌ای‌ست با آب‌وهوای خنک، پر از گیاهان و مناظر سبز چشم‌نواز WikipediaWikivoyage.

در الا، تشویق شدیم که از Little Adam’s Peak بالا برویم. کوهی کوچک و خوش‌مسیر با چشم‌انداز فوق‌العاده از میان چای‌زارها. در امتداد مسیرش، پل تاریخی Nine Arches قرار داشت که عکس‌هایی از قطار عبوری از آن، قلبم را لرزاند Wikipedia. همچنین آبشار Ravana با رقصش، صدای آب و نم نم باران، لحظه‌ای ایجاد آرامشی وصف‌ناپذیر می‌کرد.


فصل چهارم: دریا، خورشید و خیال – مریسا و زندگی لب ساحل

و سپس، پایین آمدن از مه تپه‌ها و رسیدن به مریسا (Mirissa)، یک شهر ساحلی کوچک در جنوب سریلانکا با ساحل‌های دوست‌داشتنی و زندگی شبانه دل‌نشین Wikipedia. صبح‌ها از قایق بیرون رفتم برای دیدن دلفین‌ها و نهنگ‌ها؛ شگفت‌انگیز بود پرواز آب کنار قایق و سکوت دریا بالای سرم.

مریسا Zentrum ماهی‌گیری محلی دارد، ساحلش پر از نارگیل و قایق‌های چوبی که تصویرشان هنوز در ذهنم رنگ نگرفته. غروب روی شن‌ها، با رقص نور خورشید روی دریا، نفس‌گیرترین صحنه بود. همچنین تپه‌ی نارگیل‌ها (Coconut Tree Hill) با درخت‌های خمیده‌اش، مثل چیزی از کارت‌پستال بود.


فصل پنجم: جشن طبیعت، جنگل و ممنون از زندگی

در این سفر، فقط شهر و تاریخ نبود؛ جنگل، حیوانات، آدم‌های مهربان و تنوع فرهنگی، روح اصلی سفر را می‌ساخت. سریلانکا جایی است که می‌توانی با فیل‌ها چشم در چشم شوی، در چای‌زارها قدم بزنی، شب‌ها در ساحل باشی و صبح‌ها زیر آفتاب مه‌آلود کوه‌ها باشی.

یکی از لحظه‌هایی که هیچ‌گاه از یادم نمی‌رود: صدای قطار از میان تپه‌ها می‌آمد، من روی سکوی ایستگاه ایستاده بودم و احساس می‌کردم زمان ایستاده. آدم‌ها دست تکان می‌دادند، نوری از مه می‌گذشت و همه‌چیز برای چند ثانیه واقعی‌تر از همیشه جلوه می‌کرد.


جمع‌بندی
سریلانکا یک جزیره نیست، بلکه قصه‌ای‌ست که هر فصلش را باید با جانت لمس کنی. کلمبو با هیاهو و مدرنیته‌اش، کندی با روح معنوی و آرامش، نورالیا با یادآوری داستان‌های انگلیسی، الا با چشم‌اندازهای شگفت‌انگیز قطار و تپه‌ها، و مریسا با دریا، خواب و خیال لب ساحل.
برای هر کسی که دنبال ماجراجویی، طبیعت، فرهنگ و آرامش در یک بسته‌است، سریلانکا همان نقطه‌ای است که قلبت آن را در خود ذخیره می‌کند.